تبليغاتX
موسيقي ايراني / مقام

پژوهشی در اصطلاحات موسیقی ( گاه و دستگاه )

ابتدا زمینه ای محکم بسازیم... از گذشتگان چه به دست ما رسیده است ؟ آنچه که به فراوانی ( تقریبا با اطمینان به اصالتشان) در دسترس ماست ادبیات است. ادبیات در کشور ما گذشته ای بس افتخار آمیز و طولانی و زمینه ای بسیار گسترده دارد. ادبیات کم و بیش درباره ی مسائل متعلق به هر زمان ره آوردی از گذشته دارد.

کسانی که تا کنون از راه مراجعه به کتب و رسالات و دیوان شعرا دست به تحقیق در موسیقی زده اند ، بیشتر بخاطر ارائه ی سند و مدرک بوده است . به همین دلیل آنچه را که یافته اند بصورت وحی منزل به خوانندگان تلقین می نمایند. حال آنکه مراجعه ی ما به همین مآخذ بخاطر جستجو و یافتن ردپای گذشتکان است. فی المثل قطعه شعری را که یکی از محققین به قصد ارائه دادن یک نظریه ارزنده در باب اسامی دوازده گانه مقامات موسیقی ایران سروده است ، نقل می کنیم :

در پرتـگاه عشـاق* ای مطـــــرب خوش الــــحان                   بنوا نوا خــــدا را از بـــــهر بی نــــوایان

ای نیـــــکوان شـــــیراز مـــا کوچک* شمـــــاییم                  گاهی به نغمه سازید در پرده صفاهان*

افکــــنده دست حـــــیرت آشوب از حسینــــی*                  تـا بوسلیک* گشـــــــته آهنگ دلـربایان

قولی است بشنو از من شاید که راست باشد                      کز پرتو رهاوی است صوت هزاردستان

راه عراق* برگیر وز دل غمـــــی بـــرون کــــــــن                    ســوی حجاز* بشتاب بر یاد وصل جانان

زنگــــوله* چون دل من پیوسته در فــــغان است                   زیــــــرا بـــزرگ* گشـــــته ... دلـــیران

*۱. جزئی از مصرع دوم (از بیت آخر) ساقط شده که بدلیل در دست نداشتن ماخذ از تکمیل آن باز ماندیم.

آیا واقعا قطعه شعر بالا می تواند دلیلی منطقی در تشریح مقامات دوازده گانه برای یک محقق باشد ؟ البته برای ما از هر نظر فاقد ارزش است . ولی تفحص ما در این دیوان ها و هرگونه نظم و نثر فقط بخاطر بیرون کشیدن اصطلاحات موسیقی کنونی ایرانی است . بنابراین ما اساس تحقیق را بر مفاصطلاحات متداول و متروک موسیقی ایران ( یعنی اصطلاحاتی که گمان می رود رابطه ای منطقی و پنهانی با موسیقی ایرانی داشته باشد) می گذاریم.

شاید اینگونه اصطلاحات تعدادشان زیاد نباشد ولی تصور می شود سازندگی و رسایی لازم را داشته باشند و موجبات سهولت کار را در بررسی متدیک موسیقی ایران فراهم آورند .

این اصطلاحات عبارتند از :

گاه ، دستگاه، دوگاه ، سه گاه ، چهارگاه ، راست پنجگاه ، گاه ، دست ، دستان ، دستان نشانی ، راست ، چپ ، راست کوک ، چپ کوک ، شاهد ، ایست ، ردیف ، فرود یا فروز ، ماهور ، کُرُن و سُری ، گوشه ، مقام ، حصار ، مخالف ، زیرکش ، بزرگ ، کوچک ، بالا دسته و پایین دسته و بسیاری دیگر ...

گاه

در بررسی اصطلاحات فوق الذکر در مورد "گاه" می بینیم که این کلمه به طور ساده و همچنین ترکیب شده با کلمات دیگر، بیش از چند بار در موسیقی امروزی به چشم می خورد . مثلا در کلمات دوگاه ، سه گاه ، چهار گاه و ...

 از طرفی می دانیم که کلمه ی گاه مفهومی مستقل دارد و می توان آنرا لحظه ، دَم ، وقت ، محل ، مرحله ، نوبت یا موقع معنی کرد.

دستگاه :

اما در پی بردن به مفهوم کلمه " دستگاه " کمی باید تامل کرد . زیرا این کلمه در مجموع به مفهوم دیگری نیز دلالت می کند : مجموع اعضای یک واحد شناخته شده که هریک از اجزای این نقشی مستقل دارند و در عین حال تمامشان به هم وابسته اند و با هماهنگی کامل برای حصول به یک نتیجه کلی کار می کنند مانند: ماشین چاپ یا اتومبیل و ...

اگر امروز به یک ساختمان و یا یک دُرشکه هم دستگاه می گویند ، اگرچه کم و بیش به غلط مصطلح شده است ولی ترکیب مذکور نیز از همین منظور آمده است. بنابراین اگر همین مفهوم را تنها معنای کلمه ی دستگاه بدانیم، پس باید در موسیقی، این کلمه را چنین تفسیر کنیم : مجموع اعضای یک آهنگ که در یک گام یا مقام با حفظ فواصل مخصوص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد.

این تعریف چندان رسا نیست ، زیرا لااقل می دانیم که در هر دستگاه موسیقی ایران رابطه ی دیگری مابین اجزای آن نیز هست که سبب می شود از معنی عام آن صرفنظر نموده و به معنی خاص کلمه که به فن موسیقی و تئوری ما وابستگی مطلق دارد ، توجه کنیم. بنابراین لازم است به تجزیه کلمه دستگاه مبادرت کنیم :

این کلمه از دو جز " دست " و " گاه " و هر یک از این دو جز در اصطلاحات نامبرده ی دیگر نیز آمده است . از طرف دیگر کلمه ی " دست " نه تنها در موارد مختلف در موسیقی ایران بکار می رود ، بلکه در موسیقی مغرب زمین و همچنین سایر ملل دنیا به شدت رواج دارد.

بطور کلی این کلمه در فن موسیقی ملل مختلف به طور اعم و در موسیقی ایران به طور اخص به مفهوم خود دست انسان و یا مجموع پنج انگشت ، مورد استعمال فراوان قرار می گیرد. چناکه در موسیقی مغرب زمین برای پیانو و هارپ ( و سازهای مشتق از آنها) ، دست راست و دست چپ هریک نقش جداگانه مو مهمی را ایفا می کنند و در ویولن ، نقش دست راست با دست چپ متفاوت است.

در سازهای بادی نیز وظیفه ی انگشتان دست از این ها هم بیشتر است، به طوری که نام انگشتان دست را عینا به صدا های موسیقی داده اند . یعنی نُت های موسیقی را با نام انگشتان دست انسانی شناسایی می کردند. فی المثل در کتب قُدما ، سیم دست باز ساز را " مطلق" و محل گرفتن انگشت دوم را روی دسته ی ساز به نام انگشت دوم یعنی "سبابه" و محل قرار گرفتن انگشت سوم را با نام انگشت سوم یعنی "وسطی" و محل قرار گرفتن انگشتهای چهارم و پنجم را با نام همان انگشت ها یعنی " بنصر و خنصر" می نامیدند.

بنابراین هرگز نمی توان اهمیت عمل انگشتان و خود دست را در اجرای موسیقی نادیده گرفت . نتیجه آنکه بنظر ما کلمه دستگاه به سادگی می تواند اصطلاحاً به مفهوم محل و موقع دست روی دسته ی ساز باشد . ساده تر بگوییم دستگاه یعنی محل و طرز قرار گرفتن انگشت های دست نوازنده روی دسته ساز و " گاه " ، موقع یا در نوبت معینی که تصور می شود چیزی شبیه کلمه ی پوزیسیون در ساز های زهی (در موسیقی غربی) باشد.

از این تعریف چنین استنباط می شود که : دو گاه ، سه گاه  و چهار گاه به پوزیسیون دوم ، سوم و چهارم اطلاق می شده است.

از طرفی برخی از متحفصین و متجسسین ، آنها که همیشه اصرار دارند بین اصطلاحات امروزی و زبان قدیم ( قبل از اسلام) ارتباط ایجاد کنند ، معتقدند که کلمه گاه در فن موسیقی به همان لغت "گات" در اوستا بر می گردد و لغات ترکیبی دو گاه ، سه گاه  و چهار گاه اساسا همان "دوگات" ، "سه گات" و "چهارگات"  بوده است که به معنی که به معنی گات دوم ، گات سوم و گات چهارم است . در توجیه این تغیر و تبدیلات عده ای از متجسسین نیز چنین گفته اند که کلمه عربی " الله" در اصل " الات" به معنی روشنایی است و کلمه " لات " بعدها معرب شده است و به صورت " لاة" درآمده است. چون در صدر اسلام به موازات مبارزه با بت پرستی شعار "خدای یگانه" مطرح بود ، عرب به این منظور در زبان خود به آن " الف و لام " افزود و بدون تلفظ دو نقطه ی روی "ة" آنرا " الله" خواند و در حال حاضر هنوز نقطه ی مربود به حرف "ت" را روی حرف " ه " آخر کلمه می گذارند و این یادگار همان دوران است.

در اینکه استنباط از کلمه ی اوستایی "لات" تا چه اندازه درسته است ، مربوط به بحث ما نیست، ولی به آسانی می توان احتمال داد که در این تحقیق راه درستی پیموده باشند ، ولی در معنی کلمه "گاه" به مفهومی که مورد نظر ماست ، اگر شک کنیم و آنرا در برابر عقیده ی آنان از ریشه "گات" (گات ها، سرودهای اوستایی) بدانیم در جای دیگر دچار اشکال خواهیم شد.

توضیح آنکه این دسته از محققین، به این نتیجه رسیده اند که گمان می کنند کلمات " دوگاه ، سه گاه و چهارگاه" چیز دیگری جز" گات دوم ، گات سوم و گات چهارم " نمی توانند باشند و این کلمات به ترتیب سرودهای دوم و سوم و چهارم گات هاست که از قدیم بجای مانده است و آوازهای دوگاه و سه گاه و چهار گاه با آنها ارتباط دارد. باید گفت که اشکال کار در اینجاست که اگر این عقیده صحیح بود می بایست لااقل به اندازه ی سرودهای موجود در اوستا "گاه" وجود داشته باشد و در گوشه و کنار این همه کتب و رسالات قدیمی حتی برای یک بار به چشم بخورد؛ مثلا " دوازده گاه" . در صورتی که می دانیم سرودهای گات ها در حدود هفده قطعه است حال آنکه در موسیقی بیش از هفت یا هشت عدد آن مصطلح نشده است .

 

پی نوشت

برگرفته از کتاب " گامهای گمشده / تالیف مرتضی حنانه 

مشخصات گوشه هایی که برای دانلود قرار داده شده :

گوشه ی عشاق در دستگاه راست پنجگاه / اجرای نورعلی خان برومند
گوشه ی کوچک در دستگاه شور / اجرای نورعلی خان برومند
درآمد اول اصفهان  / اجرای علی اکبر خان شهنازی        
گوشه ی بوسلیک در نوا / اجرای نورعلی خان برومند
گوشه ی عراق در دستگاه ماهور / اجرای حسین علیزاده
گوشه ی حجاز در آواز ابو عطا / اجرای علی اکبر خان شهنازی
گوشه ی زنگوله در دستگاه ماهور / اجرای علی اکبر خان شهنازی
گوشه ی بزرگ در دستگاه شور / اجرای علی اکبر خان شهنازی
گوشه ی حسینی در دستگاه شور / اجرای علی اکبر خان شهنازی
  

  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 22:39  توسط مهدي   | 

چو بوی گل به کجا رفتی ؟!

استاد فرامرز پایور

نمی دونم چی بگم ...

روحش شاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 23:44  توسط مهدي   | 

وزیر فرهنگ یا ...

 چند روز پیش ، در رسانه ی ملی ! خیلی اتفاقی متوجه حضور وزیر محترم فرهنگ! در برنامه ای شدم. کنجکاو  شدم که ببینم  چه دیدگاهی نسبت به حوزه ی فرهنگ داره ... از دغدغه های فرهنگیش می گفت ، و یکی از مهمترین ِ این دغدغه ها راه اندازی جاده ای موسوم به " جاده ی ولایت " بود !!! تا اون روز درباره ش چیزی نشنیده بودم ... با توضیحاتی که جناب وزیر! دادن تا حدودی متوجه شدم ...  طرح  مربوط به میسیر کاروان امام رضا " از مدینه تا مرو " هستش، که این اهداف رو دنبال میکنه : ایجاد شرایط مناسب زیست محیطی ، فرهنگی ، تبلیغی واطلاع رسانی ، گردشگری ، احیای ابنیه و آثار باقیمانده درمسیرحرکت که توسط پیشینیان از محل خیرات ومبرات ایجاد گشته است و توسعه امکانات توریستی درمسیر و ... پیش ِ خودم گفتم آخه این پروژه چه ربطی به وزارت فرهنگ داره ؟!!! یعنی کشور هیچ مشکل فرهنگی ِ دیگه ای نداره و گویی با احداث این جاده یک تحول عظیم فرهنگی و هنری و اسلامی و ... توی کشور ایجاد میشه !!!

به یاد ِ خیلی از مسائل و مشکلات ِ موسیقیمون افتادم ...  به یاد صحبت های شجریان که از مشکلات برگزاری یک کنسرت در ایران می گفت (کنسرت موسیقی ایرانی ، که یک برنامه ی کاملا فرهنگی ِ و ریشه در فرهنگ و هنر ِ همین آب و خاک داره ) ... ایرانی ها توی این رسانه ی به قول ِ حضرات ، "ملی" !!! نمی تونن ساز های ملی شون رو ببینن ... نیمی از جمعیت ایران (بانوان) حق اینکه آواز بخونن رو ندارند... توی یک کشور هفتاد میلیون نفری یک سالن استاندارد برای برگزاری کنسرت وجود نداره ... هیچگونه حمایت معنوی از هنرمندان و آثارشون صورت نمی گیره (حمایت مادی که پیشکششون!) و اگر کسی هم مثل شجریان پیدا بشه و نسبت به وضعیت پخش آثارش شاکی باشه ، اَنگ ِ عامل آمریکا و انگلیس بودن رو بهش می زنن ... و صدها مشکل دیگر ...

حالا بگذریم که توی حوزه های دیگه هم وضعیتی بهتر از این نداریم ... مثلا در حوزه ی نشر کتاب ، نویسنده های دگر اندیش یا مجبور به خود سانسوری هستند یا از انتشار آثارشون جلوگیری میشه ...

آیا با این همه مشکلات و موانعی بر سر راه فرهنگ و هنر کشور وجود داره، اجرای چنین طرح ها و پروژه های هزینه بری برای اعتلای فرهنگ و هنر ِ  ایران و هموار ساختن این مشکلات و موانع موثره؟!!! 

در کل ، جناب آقای حسینی ، شاید اگر بعنوان وزیر پیشنهادی راه و ترابری معرفی می شدند می تونستند عملکرد و کارایی بهتر و موثرتری داشته باشند و همچنین سرعت بیشتری به احداث پروژه ی "جاده ی ولایت" ببخشند ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 13:38  توسط مهدي   | 

به مناسبت زادروز / محمدرضا درویشی

 

بیست و پنجم مهرماه سالروز تولد آهنگساز و پژوهشگر موسیقی ایرانی، محمدرضا درویشی است. در این مقاله سعی بر این شده تا با نگاهی به زندگی ، آثار و فعالیت های وی ، زمینه ای برای آشنایی بیشتر دوستداران موسیقی ایرانی با این هنرمند گرامی فراهم آید.

در روز بیست و پنجم مهرماه یکهزارو سیصد و سی و چهار در شهر شیراز متولد شد، وی فراگیری موسیقی را از سیزده سالگی شروع کرد ، در سال 1353 وارد دانشکده ی هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) شد و در سال 1357 در رشته ی آهنگسازی فارغ التحصیل گردید.

درویشی، از اوایل دهه ی شصت تا کنون ، سفرهایی را برای پژوهش در موسیقی نواحی به مناطق مختلف ایران انجام داده است. حاصل این سفرهای پژوهشی ، آثار مکتوب و شنیداری ارزشمندی هستند که جزء منابع غنی ِ موسیقی نواحی بشمار می روند. وی علاوه بر تحقیقاتش در رابطه با موسیقی نواحی آثار قابل توجهی را در زمینه موسیقی ارکستری و موسیقی فیلم دارد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد ...

 بيست ترانه محلى فارس (1363 و 1373)

نخستين كتاب منتشر شده محمدرضا درويشى است. اين كتاب از بخش‏هاى زير تشكيل شده است:
 پيشگفتار
 سرآغاز (موسيقى در ايل قشقايى، درباره موسيقى و شعر ترانه ‏ها، طرز نگارش اشعار )
 بيست ترانه محلى فارس: آوانويسى به همراه شعر
 ترانه‏ ها - مقايسه با رديف موسيقى سنتى
 ترانه‏ هاى محلى فارس - تحليل اشعار
 كتاب‏شناسى فارس

به یاد اقبال (1363) پرلود برای پیانو

هفت اورنگ (1370)

هفت اورنگ عنوان كتابى است كه بخش مرورى بر موسيقى نواحى آن را محمدرضا درويشى نوشته است. مؤلف در مقدمه‏اى تحت عنوان جست‏وجويى دوباره و چند يادآورى، به ذكر مفاهيم رايج در موسيقى ايران پرداخته و عناوينى مانند موسيقى سنتى، موسيقى رديف "دستگاهى"، موسيقى مقامى و موسيقى محلى را بررسى نموده است.

نگاه به غرب (1373)

اين كتاب از معدود كتاب‏هاى موجود در ايران است كه ضمن طرح مباحث نظرى در حوزه‏هاى مختلف موسيقى ايران، به بحث پيرامون تأثير فرهنگ‏ها، نفوذ فرهنگ غرب و مباحث هويت، سنّت و مدرنيسم در موسيقى ايران مى‏پردازد. پس از مقدمه و درآمد، بخش‏هاى كتاب شامل موارد زير است: 

گفتار نخست: (شعبه موزيك نظام دارالفنون هنرستان‏ها، موسيقى نظام، اسناد و تصاوير)

گفتار دوم: (اركستر، سه ضميمه شامل فهرست آهنگسازان، رهبران اصلى اركستر و نام‏هاى اركستر سمفونيك ايران از بدو تشكيل تا كنون، اسناد و تصاوير)

گفتار سوم: موسيقى صحنه‏اى "اپرا، اپرت، آواز جمعى، باله، رقص" (بخش اول: حواشى، حاشيه اول: اپرا سابقه تاريخى در اروپا،  حاشيه دوم: تعزيه - نمايش‏هاى دراماتيكِ موزيكالِ ملى و مذهبىِ ايران، بخش دوم: موسيقى صحنه‏اى در ايران "اپرا، اپرت، آواز جمعى" ، بخش سوم: موسيقى صحنه‏اى در ايران "رقص و باله" ، اسناد و تصاوير )

گفتار چهارم: مكتب استاد علينقى وزيرى (زندگى وزيرى، فعاليت‏هاى وزيرى پس از بازگشت از اروپا، نظرها و ايده‏هاى وزيرى )

سنت و بیگانگی فرهنگی در موسیقی ایران (1373)

مقدمه‏اى بر شناخت موسيقى نواحى ايران (1373)

مناطق جنوب (هرمزگان، بوشهر، خوزستان) ، كتاب از يك مقدمه و سه بخش مجزا تشكيل شده است:

موسيقى هرمزگان (ساحل‏ نشينان جنوب، اهل هوا "زار نوبان ليوا" ، آوازها و ترانه‏هاى مجالس شاد و عروسى، تعزيه – شَروه، پراكندگى آئين‏ها، موسيقى و سازها "بندرعباس، بندرلنگه و كُنگ، قشم، هرمز و ميناب" )

موسيقى بوشهر (موسيقى مذهبى "بيت، مناجات، چاوشى، عزاى زنانه، دُم‏دُم‏سحرى"، موسيقى غيرمذهبى "شَروه بيدگونى جنگنامه مولودخوانى ترانه‏هاى شاد يَزله آوازهاى كار" ، موسيقى سازى سازها، رقص، اهل هوا

موسيقى خوزستان  (پيشينه تاريخى، شوشتر و دزفول، موسيقى سنّتى عرب، كوليان، زار ) 

نوروزخواني " ترانه‌هاي نوروزي و بهاري از مناطق مختلف ايران " ( 1375 )

آواز سحر " تريو براى دو كلارينت و پيانو " (1376)

تريوى آواز سحر براساس مقام سحرى در حوزه رواج موسيقى تنبور نگاشته شده است. مقام سحرى از جمله مقام‏هاى قديمى ايران است كه در منطقه كرمانشاهان رايج و از مقام‏هاى مهم تنبور به‏شمار مى‏آيد. آهنگساز با برداشتى آزاد، قطعه را براى دو كلارينت و يك پيانو تصنيف نموده است. در مقدمه كتاب توضيحاتى در مورد فواصل و گام مورد استفاده آمده است. سپس 14 صفحه كتاب به پارتيتور اين تريو اختصاص دارد. آواز سحر در سال 1375 تصنيف و اجرا شده و درويشى اين قطعه را به اكبر محمدى (نوازنده كلارينت) تقديم كرده است.

موسیقی و خلسه (1379)

كتابى كم‏ حجم كه به زبانى ساده روايتى از مراسم گواتى بلوچستان و موسيقى آن را ارائه مى‏ دهد.

فهرست كتاب: (مقدمه ، يادها و خاطره‏ها، قصيده شيخ عبدالقادر گيلانى، ذكرهاى مراسم گواتى بلوچستان "كليات" ، ذكرهاى مراسم گواتى بلوچستان " آوانويسى و متن" ، ذكرهاى مراسم گواتى بلوچستان "تصاوير" )

نويسنده در مقدمه به انگيزه نگارش كتاب پرداخته و روش تدوين كتاب را تشريح نموده است. در بخش يادها و خاطره‏ها، با روايتى توصيفى از يكى از سفرهاى مؤلف به بلوچستان و برخورد او با مراسم گواتى مواجه مى‏شويم: "شبى بود فراتر از نيمه بر ساحل درياى عمان و بندر خموش كه از روز زيباتر مى‏نمود، زيرا دردها در هجوم تاريكى خاموش گشته و در انتظار فردايى دگر بودند. فردايى شايد بسان ديروز براى بيابان‏نشين‏هاى بلوچ.

از میان سرود ها و سکوت ها (1380)

اين كتاب گزيده مقاله‏ها، سخنرانى‏ها و گفت‏وگوهايى است كه محمدرضا درويشى طى سال‏هاى 1367 تا 1379 در مطبوعات، همايش‏ها و كنفرانس‏ها با موضوعات گوناگون پيرامون موسيقى ارائه داده است. كتاب از سه بخش اصلى تشكيل يافته است: (مقاله: "مقاله‏هاى منتشر شده در مطبوعات و جرايد از 1369 تا 1379" ، سخنرانى: "سخنرانى در همايش‏ها، جشنواره‏ها و سمينارها" ، گفت‏وگو و اظهارنظر: "گفت‏وگو با خبرنگاران، روزنامه‏نگاران و منتقدين" )

دایره المعارف سازهای ایران " جلد نخست (1380) و جلد دوم (۱۳۸۳)

مجموعه دایره المعارف سازهای ایران به عنوان وسیع ترین تحقیق موسیقایی به زبان فارسی تاکنون . جلد اول این مجموعه در سال 2002 از طرف جامعه بین الملل اتنوموزیکولوژی ( S.E.M ) به عنوان بهترین کتاب سازشناسی در سال شناخته شد . جلد سوم این مجموعه در دست انتشار است .

لیلی کجاست؟ ( تاملات کوتاه و پراکنده در موسیقی و فرهنگ)

موسيقى مازندرانى براى آواز و اركستر (1361)

تنظيم براى اركستر: محمدرضا درويشى ، آواز: نوراللَّه عليزاده - ابوالحسن خوشرو ، تاريخ ضبط: بهار 1361، ناشر: مؤسسه فرهنگى هنرى ماهور .

موسيقى مازندرانى اولين اثر صوتى از درويشى است كه به صورت كاست منتشر شده است. اين اثر براساس نغمه‏هاى گردآورى شده توسط هنرمند گرامى احمد محسن‏پور، براى اركستر تنظيم گرديده است.

زمستان براى آواز و اركستر سمفونيك (1363)

موسيقى اين اثر توصيفى است. اين توصيف از دو زاويه انجام شده، يكى بازسازى تصويرهاى شعر كه عمدتاً به‏وسيله خط آواز و بخشى از مطالب موسيقى كه اين خط را دربر مى‏گيرد انجام مى‏شود و ديگرى بازسازى مفهوم زمستان كه كلى‏تر و دربرگيرنده ابعادى به‏مراتب وسيع‏تر از ابعاد شعر است.

ملودى آوازها از شهرام ناظرى است و اين خود يك فضاى دوگانه را در اركستراسيون اثر و فرم آوازى به‏وجود آورده است.

موسم گل براى آواز و اركستر سمفونيك  (1369)

آواز: ايرج بسطامى، ناشر: مؤسسه فرهنگى هنرى ماهور، تاريخ ضبط: تابستان 1369                     گرچه اين مجموعه براساس سه تصنيف قديمى بنا گشته، اما قابل ذكر است كه بازسازى تصانيف قديمى به مفهوم مصطلح آن انگيزه اصلى براى پديد آمدن آن نبوده است. از نقطه‏ نظر بازسازى، انتخاب اين تصانيف تنها بدان دليل است كه از ميان ده‏ها تصنيف قديمى امكان بيشترى براى ارائه اركسترى داشته‏اند. اما ارائه موسيقى اركسترى ايرانى و جستجو و تجربه در خصوص دو موضوع هارمونى و اركستراسيون ايرانى بر بستر ملودى‏هاى آشنا و جاافتاده در اذهان، عامل اصلى براى پديد آمدن اين مجموعه بوده است.

جان عشاق و گنبد مينا براى آواز و اركستر

مجموعه دو اثر مستقل آوازى كه محصول همكارى سه هنرمند موسيقى ايرانى است. در اين آثار، ملودى ساخته مشكاتيان را درويشى براى اركستر تنظيم نموده است. در هريك از اين دو اثر قطعاتى به عنوان مقدمه توسط درويشى ساخته شده است. اين دو اثر هرچند محصول يك دوران كارى است، اما در دو كاست جداگانه منتشر گرديده است. در انتشار اين آثار، يك روى آن، ارتباطى با مجموعه يادشده ندارد بلكه توسط ناشر بدين‏گونه انتشار يافته است. در پائيز 1382 اين دو اثر در قالب يك سى‏ دى واحد توسط شركت دل ‏آواز انتشار يافت.

پیش درآمد اصفهان برگرفته از آلبوم جان عشاق " اثر مشترک درویشی ، شجریان و مشکاتیان "

پیش درآمد دشتی برگرفته از آلبوم گنبد مینا " اثر مشترک درویشی ، شجریان و مشکاتیان "

هفت اورنگ (مجموعه چهار نوار از موسيقى نواحى ايران به همراه كتاب)

موسيقى شمال خراسان (مجموعه سه نوار به همراه كتابچه)

آيينه و آواز (مجموعه بيست و هشت نوار از موسيقى آيينى و آوازى نواحى ايران به همراه كتاب)

موسيقى بلوچستان (اجراى دونلى: شيرمحمد اسپندار، به صورت سى‏دى و نوار)

سماع - مقام‏هاى تنبور (اجرا: سيد امراللَّه شاه‏ابراهيمى، به صورت سى‏دى و نوار)

على گويم - مقام‏هاى تنبور (اجرا: درويش امير حياتى، به صورت سى‏دى و نوار)

موسيقى حماسى ايران (مجموعه بيست و چهار نوار و سى‏دى به همراه كتاب)، در دست انتشار

 کلیدر (موسیقی برنامه ای برای ارکستر سازهای زهی)

موسیقی کلیدر که بر اساس رمان کلیدر "محمود دولت آبادی" ساخته شده‌ است، این قطعه بر اساس فواصل نوا نوشته شده و در جاهایی مدلاسیون‌هایی به شور، دشتی، بیات اصفهان و... اتفاق می‌افتد اما بخش آغاز و پایان در پرده‌های نوا نوشته شده‌است. سوییت کلیدر دارای موومان‌های هشتگانه با عناوین سوگنامه دشت نیشابور، پگاه نیشابور، درو زمین دیمی سوزن ده، پشت دروازه بیهق، رویارویی سیدشرضا تربتی با گل محمد، وداع گل محمد، نعش کشتگان و خاتمه می‌باشد.

درویشی درباره این قطعه می‌گوید:
« کلیدر یکی از تلخ ترین و سیاه ترین کارهایی است که در زندگی هنری خود نوشته‌ام. در خود رمان هم چنین است که هرچه داستان جلوتر می‌رود نسبت‌های بیشتری با تاریکی پیدا می‌کند. نوشتن این قطعه مثل سیاه چاله ای بود که هر چه در آن جلوتر می‌رفتم تلخ تر می‌شد. من تاکنون قطعه‌ای به این تلخی ننوشته‌ام. این موسیقی برایم عزیز است و آن را با همه جانم نوشته‌ام. »

سرود دشت نیمور ( محمدرضا مقدسیان )
کارده
کیسه ی برنج  ( محمد علی طالبی )
تخته سیاه ( سمیرا مخملباف )
تخته سیاه نام فیلمی ایرانی است به کارگردانی سمیرا مخملباف محصول سال ۲۰۰۰ میلادی. تخته سیاه پس از فیلم سیب (۱۳۷۴) دومین ساخته سمیرا مخملباف است که موفق شد جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره کن سال ۲۰۰۰ را از آن خود کند.
روزی که زن شدم ( مرضیه مشکینی )
این فیلم از سه قسمت تشکیل شده‌است که هر قسمت داستان یک زن را نقل می‌کند: داستان اول حوا نام دارد، داستان دوم آهو، و نام داستان سوم حورا است. نام فیلم برگرفته از این جملهٔ سیمون دوبووار است که «یک انسان زن زاده‌ نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود.
آواز ناتمام ( مازیار میری )
سفر قندهار ( محسن مخملباف )
بمانی ( داریوش مهرجویی )
الفبای افغان ( محسن مخملباف )
یازدهم سپتامبر ( سمیرا مخملباف )
دو فرشته ( محمد حقیقت )
ساعت پنج عصر ( سمیرا مخملباف )
لذت دیوانگی (حنا مخملباف )
سگ های ولگرد ( مرضیه مشکینی )
شهرآشوب ( یدالله صمدی ) 
روایت زندگی پرفراز و نشیب غیاث‌الدین جمشید کاشانی، ریاضی‌دان و منجم شهیر ایرانی و معین‌الدین کاشانی، یار و همکار دیرینه‌ی اوست و ...
اُسامه ( صدیق برمک ) 
اُسامه نام فیلمی افغانستانی، به کارگردانی صدیق برمک کارگردان افغان، محصول سال ۲۰۰۳ است. داستان فیلم سرگذشت دختربچه‌ای است که درزمان حکومت طالبان در افغانستان، با لباس و ظاهر یک پسر، وارد اجتماع می‌شود... 
شاعر زباله ها ( محمد احمدی )
وقتی همه خوابیم ( بهرام بیضایی )
تئاتر " افرا " ( بهرام بیضایی )

برگزاری گردهمایی هفت اورنگ " موسیقی ِ سازی نواحی ایران " (1370)

برگزاری گردهمایی هنرمندان ِ آواز نواحی ایران " آیینه و آواز " (1373)

برگزاری گردهمایی هنرمندان موسیقی حماسی ایران (1376)

برگزاری سلسله کنسرت های پژوهشی ققنوس " ویژه ی موسیقی نواحی ایران " (1377- 1379)

ضبط دهها ساعت موسیقی از آخرین راویان فرهنگ شفاهی ایران

ضبط صدها ساعت گفتگو با استادان موسیقی نواحی

حدود 15000فریم عکس و اسلاید تا امروز از استادان ، سازها و آیین های موسیقایی

تلاش در جهت برقراری ایجاد حمایت های مالی از جانب نهادهای فرهنگی جهت اساتید موسیقی نواحی از اقوام مختلف سرزمین ایران .

کوشش ِ وی  در بازخوانی تصنیف‌های عبدالقادر مراغی (درویشی هشتمین آهنگساز و موسیقی دانی است که به اجرای مجدد آثار عبدالقادر دست زده است. اما او به سراغ تصنیفی که نت آن در رساله عبدالقادر وجود دارد نرفته است. درویشی با مطالعه و بررسی سه رساله باقی مانده عبدالقادر تلاش کرده است تا آثار او را دوباره اجرا کند. وی از سه سال پیش گروهی به نام عبدالقادر تشکیل داده و مشغول اجرا و ضبط آثار اوست. این گروه از نه نوازنده تشکیل شده است و همایون شجریان نیز به عنوان خواننده آنها را همراهی می‌کند.)

قابل ذکر است وی تلاش ها شایانی در جهت برقراری ایجاد حمایت های مالی از جانب نهادهای فرهنگی برای اساتید موسیقی نواحی از اقوام مختلف سرزمین ایران انجام داده است .

 

 منابع :
وبسایت اختصاصی محمدرضا درویشی
وبسایت خانه موسیقی
وبسایت ایران اکت
دانشنامه ی آزاد ویکیپدیا
کتاب گفتگو با محمدرضا درویشی درباره ی موسیقی ایران / محسن شهرنازدار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:43  توسط مهدي   |